تبليغاتX
دفتر هفتم
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم
بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 12:40  توسط خموش  | 

در بیان حال آن طالب و مطلوب حضرت رب اعنی ،شیرازه دفتر توحید ،مولی الموالی سید الکونین ابی عبدا... الحسین و ورود آن حضرت به صحرای کربلا:

گوید او چون باده خواران الست   هر یک اندر وقت خود گشتند مست

ز انبیا و اولیا از خاص و عام     عهد  هر  یک  شد  بعهد خود  تمام

نوبت  ساقی  سرمستان  رسید     آنکه بد پا تا  به سر مست آن رسید

گفت  اینک  آمدم  من ای  کیا     گفت  از  جان   آرزومندم  بیا

کرد بر  وی  باز  درهای  بلا     تا   کشانیدش   بدشت   کربلا

 ....

خواند یکسر همرهان خویش را    خواست هم بیگانه و هم خویش را

گفتشان  ای  مردم  دنیا  طلب      اهل  مصرو کوفه و شام  و حلب

همره ما را هوای خانه نیست   هر که جست از سوختن پروانه نیست

نیست در این راه غیر از تیروتیغ    گو میا هر کس زجان دارد دریغ

جای  پا  باید  بسر  بشتافتن          نیست شرط راه رو بر تافتن

 

در بیان تعرض آن شمع انجمن حقیقت از پروانگان هراسناک و خانه حقیقت را از اغیار مجازی خالی ساختن

 

هر که بیرونی بد از مجلس گریخت    رشته الفت ز همراهان گسیخت

خلوت از  اغیار  شد  پرداخته          وز رقیبان خانه خالی ساخته

محرمان راز خود را خواند پیش        جمله را بنشاند پیرامون خویش

جمله را کرد از شراب عشق مست     یادشان آورد آن عهد الست

کاین خمار آن باده را بد در قفا         هان و هان آن وعده را باید وفا

گوشه چشمی مینماید گاهگاه             سوی مستان میکند خوشخوش نگاه


در بیان توصیه آن سر حلقه اهل نیاز به کتمان سر و نهفتن راز:

  سری اندر گوش هر یک باز گفت   باز گفت این راز را باید نهفت

با مخالف پرده دیگرگون زنید    با منافق لعل را وارون زنید

پای ما را نی اثر باید نه جای    هر که نقش پای دارد گو میای

کس مبادا  ره بدین مستی برد    پی بدین مطلب به تردستی برد

راز عارف در لب عام اوفتد    طشت اهل معنی از بام اوفتد

عارفان را قصه با عامی کشد    کار اهل دل به بدنامی  کشد

در فنای من شما هم باقی اید     مژده ای مستان که مست ساقی اید 

..........................................................................

منبع:گنجینه الاسرار اثر عمان سامانی

التماس دعا خیلی زیاد

یا حسین (ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 20:51  توسط خموش  | 

1. لؤلؤ و مرجان

“ يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان” ( الرحمن 22)
و خارج كرد از آن دو دريا ، لؤ لؤ و مرجان را .
از امام صادق (علیه السلام) روايت است كه منظور از” لؤلؤ و مرجان “ امام حسن و امام حسين عليهماالسلام است . ( تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 265، حديث 3)

2. عروه الوثقي

“ ... فقد استمسك بالعروه الوثقي لاانفصام لها ...” ( بقره 256)
به رشته محكم و استواري چنگ زده و هرگز گسسته نخواهد شد .
امام باقر (علیه السلام) از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود: هر گاه مي خواهيد به رشته محكمي چنگ بزنيد ، پس علي و حسن و حسين را به ولايت بگيريد . ( کامل الزيارات ، ابن قوليه ، ص 51، حديث 6)

3. پيروزي بزرگ

“ يا ليتني كنت معهم فافوز فوزاً عظيما ً” (نساء73)
مي گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري بزرگي مي رسيديم .
امام رضا (علیه السلام) به “ ريان بن شبيب“ فرمود: اي پسر شبيب! اگر دوست داري كه در مكان هاي بنا شده در بهشت با پيامبر و خاندانش باشي ، پس قاتلان حسين (علیه السلام) را لعنت نما ، اي پسر شبيب ! اگر دوست داري به ثواب كشته شدگان در راه حسين برسي پس چون او را ياد كني بگو: “ اي كاش با آنان بودم و به پيروزي و كاميابي بزرگي مي رسيدم “ . ( امالي ، صدوق ص130)

4. خويشاوندان پيامبر

“ واعبدوا الله و لا تشركوا به شيئآً و بالوالدين احساناً و بذي القربي ... “ (نساء 36)
و خداي يكتا را بپرستيد و هيچ چيزي را شريك او نگيريد و احسان كنيد به پدر و مادر و خويشاوندان .
در روايتي از امام صادق (علیه السلام) آمده است كه منظور از” والدين “ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علي (علیه السلام) است و منظور از “ ذي القربي “ حسن و حسين عليهما السلام است . (بحارالانوار،ج23،ص269، ص19 )

5. نفس مطمئنه

“ يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية “ (فجر،27 و28)
تو اي روح آرام يافته به سوي پروردگارت باز گرد ، در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است .
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سوره فجر را در نمازهاي واجب و مستحب خود بخوانيد ، كه آن سوره امام حسين (علیه السلام) است .
“ ابو اسامه كه در مجلس حاضربود پرسيد: چگونه اين سوره به حسين بن علي اختصاص دارد ؟ فرمود : آيا آن سخن را نشنيده اي كه خدا فرمود يا ايتها النفس المطمئنه منظور خداوند از نفس مطمئنه حسين بن علي است كه داراي روح آرام يافته اي است و هم خدا از او راضي است و هم او از خدا راضي است . (بحارالانوار، علامه مجلسي ،ج44،ص218)

6. بشارت حسيني

“ قلنا يا نار كوني برداً و سلاماً علي ابراهيم “ (انبياء ، 69)
ما خطاب كرديم: اي آتش ! براي ابراهيم سرد و سالم باش .
امام صادق (علیه السلام) از امام حسين (علیه السلام) روايت مي كند كه آن حضرت در كربلا ، قبل از كشته شدن فرمود :
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت : پسرم ! تو روزي به عراق مي روي و به شهادت مي رسي و جماعتي با تو به شهادت مي رسند و سپس آن حضرت آيه مباركه فوق را تلاوت كرد ، و فرمود: جنگ براي تو و اصحابت سرد و سالم مي شود . پس بشارت داد بر آنان كه به خدا قسم ! اگر ما را به قتل برسانند ، ما وارد بر پيامبرمان مي شويم ... (بحارالانوار ، ج45 ، ص80 ، حديث 6)

7. بشارت

و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجراً حسناً . (کهف 2)
و اهل ايمان را كه عمل آنها نيكوست ، به اجر بسيار نكو بشارت دهد.
روايت شده است از ابن عباس كه گفت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داد علي و جعفر و عقيل و حمزه و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را به بهشت ؛ چون آنها مصداق الذين يعلمون الصالحات بودند . (بحارالانوار ، ج41 ، ص17، حديث 10)

8 . ماه و خورشيد

والقمر اذا تلاها و النهار اذا جلاها (شمس 2و3)
قسم به ماه كه پيرو آفتاب تابان است و قسم به روز ، هنگامي كه جهاني را روشن مي كند .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
منظور از آيه شريفه فوق امام حسن و امام حسين عليهما السلام است و منظور از والنهار اذا جلاها قيام امام زمان (عج) ... ( بحار الانوار ، ج24 ، ص73 ، حديث6)

9. تخت هاي عزت

ان الابرار لفي نعيم علي الارائك ينظرون (مطففين ، 22و23)
به درستي كه نيكو كاران در بهشت متنعم هستند ، بر تخت هاي عزت تكيه زنند و نعمت هاي خدا را مي نگرند .
از ابن عباس روايت شده است كه اين آيه در حق علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است . (مناقب ، ج4 ، ص2)

10. به چه گناهي كشتيد ؟

و اذا الموؤدة سئلت باي ذنب قتلت . (تکوير 8 و 9 )
و هنگامي كه از دختر زنده به گور شده باز پرسند به كدامين گناه كشته شده است ؟
از امام صادق (علیه السلام) روايت شده است كه ، منظور از دو آيه فوق حضرت امام حسين (علیه السلام) است و اين دو آيه در حق او نازل شده است . ( بحار الانوار ، ج23 ، ص 255، حديث 6 و ج44 )

11. صور الهي

يوم ترجف الراجفة تتبعها الرادفة(نازعات،6و7)
روزي كه لرزنده بلرزد و پي آن لرزه ديگري افتد .
از امام صادق (علیه السلام) روايت است كه منظور از الراجفه حسين بن علي (علیه السلام) است . (تدويل الايات ، ج2، ص762، حديث 1)

12. مثل اصحاب کهف

ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجباً . (الکهف ، 9)
آيا گمان كردي ، اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند ؟
منهال مي گويد : به خدا در دمشق بودم كه ديدم ، سر بريده حسين بالاي نيزه آيه فوق را تلاوت نمود و فرمود : شگفت تر از مثل اصحاب كهف ، حكايت كشته شدن و حمل (و بر نيزه شدن ) سر من است . (تأويل الايات)

13. مغربين

رب المشرقين و رب المغربين (الرحمن ، 17)
آن خدايي كه آفريننده دو مشرق و مغرب است .
در روايتي كه از امام صادق (علیه السلام) در مورد آيه فوق پرسيدند ، ايشان فرمود : منظور از مشرقين رسول خدا و امير المومنين عليهماالسلام است و منظور از مغربين امام حسن و امام حسين عليهماالسلام است . ( بحارالانوار ، ج24، ص69، حديث 2)

14. آيه طهارت

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً (احزاب ، 33)
خداوند چنين مي خواهد كه رجس و هر آلايش را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه مي داند .
روايات بي شماري در تفسير اين آيه شريفه از معصومين عليهم السلام وارد شده است كه فرموده اند ، منظور از اهل بيت خمسه طيبه هستند . (امالي، شيخ صدوق ، ص473)

15. پشتوانه امامت

و جعلها كلمة باقية في عقبه لعلهم يرجعون (زخرف 28)
و اين خدا پرستي را در همه ذريه خود (محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ) تا قيامت باقي قرار داد تا فرزندانش به خداي يكتا رجوع كنند .
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است كه فرمود : خداوند امامت را در پشت حسين (علیه السلام) قرار داد و نه امام ديگر از صلب اويند . ( تفسير نوالثقلين ، ج4 ، ص 297 ، حديث 26 )

16. مزدي نمي خواهم

قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودة في القربي ... ( شوري، 23 )
بگو مزدي براي رسالت نمي خواهم مگر دوستي و محبت با خويشاوندانم .
از رسول خدا سؤال كردند منظور از قربي در آيه فوق چه كساني هستند ؟ حضرت فرمود : علي و فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام . ( شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 194 )

17. در راه حج

فخرج منها خائفاً يترقب ... ( قصص ، 21 )
پس (موسي ) هراسان از شهر خارج شد در حالي كه چشم به راه بود .
وقتي امام حسين (علیه السلام) از مدينه به طرف مكه راهي شد ، آيه فوق را قرائت مي كرد . ( ارشاد ، ج 2 ، ص 35 )

18. قاري قرآن

و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون . ( شعرا، 227 )
و آنانكه ظلم و ستم كردند ، به زودي خواهند دانست كه به چه كيفر و دوزخ انتقامي بازگشت مي كنند .
در مقاتل معتبري آمده است هنگامي كه سر امام حسين (علیه السلام) را جدا نمودند و بر نيزه زدند ، آيه فوق را تلاوت مي نمود . ( تفسير برهان ، ج 3 ، ص 194 ، حديث 5 )

19. اهل سجود

و تقلبك في الساجدين ... ( شعرا ، 219 )
از ابي الجارود نقل شده است كه امام باقر (علیه السلام) فرمود : منظور از آيه فوق ، علي ، فاطمه ، حسن ، حسين و اهل بيت آنهاست . ( تأويل الايات ، ج 1 ، ص 396 ، حديث 23 )

20. دور از شهر و ديار

الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربنا الله ... ( الحج ، 40 )
همان ها كه از خانه و شهر خود ، به ناحق رانده شدند ، جز اين كه مي گفتند : پروردگار ما خداي يكتاست .
امام صادق (علیه السلام) درباره آيه فوق فرمود : اين آيه درباره علي و جعفر و حمزه نازل شد و در حسين (علیه السلام) تحقق يافت . بر همه آنان درود و سلام باد . ( بحارالانوار ، ج 44 ، ص 219 ، حديث 9 )

21. پيروي از حسين – اطاعت از خدا

و من يطع الله و رسوله و يخش الله و يتقه فاولئك هم الفائزون . ( النور ، 52 )
و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد ، چنين كساني همان پيروزمندان واقعي هستند .
رسول خدا ضمن حديثي مي فرمايد : سعادتمند ، آنانند كه از دوستان و پيروان حسين (علیه السلام) هستند ، به خدا سوگند ايشان در روز قيامت پيروز و نيكبخت هستند . ( همان ، ص 225 )

22. من بيمار حسينم

فنظر نظرة في النجوم فقال اني سقيم ( الصافات ، 88 و 89 )
پس نگاهي به ستارگان افكند و گفت من بيمارم و با شما به مراسم جشن نمي آيم .
امام صادق (علیه السلام) درباره اين آيه فرمود : ابراهيم (علیه السلام) بر مصايبي كه بر حسين (علیه السلام) فرود مي آيد انديشه نمود و گفت : من از آنچه بر حسين (علیه السلام) مي آيد ، بيمار گشته ام . ( عوالم ، ج 17 ، ص 98 )

23. حسين (علیه السلام) و زكريا

لم نجعل له من قبل سميا ً . ( مريم ، 7 )
و پيش از اين هم نامي براي او قرار نداديم . امام صادق (علیه السلام) فرمود : منظور از آيه فوق حسين بن علي و يحيي بن زكريا است كه از قبل ، هم نامي نداشت و آسمان فقط بر آن دو ، چهل روز گريه كرد .
گفته شد : گريستن آسمان چگونه بود ؟ فرمود : به سرخي طلوع و به سرخي ، غروب مي كرد . ( کامل الزيارات ، ص 89 )

24. كلمه طيبه

الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبة كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء . ( ابراهيم ، 24 )
آيا نديدي چگونه خداوند كلمه طيبه را به درخت پاكيزه اي تشبيه كرد كه ريشه آن ( در زمين ) ثابت و شاخه آن در آسمان است ؟
امام صادق (علیه السلام) در مورد آيه فوق فرمود : ريشه اين درخت ، رسول خدا و شاخه آن امير المومنين (علیه السلام) است و امام حسن و حسين عليهما السلام ميوه آن به شمار مي آيند كه نه تن از فرزندان او نيز شاخه هاي كوچك تر آنند و شيعيان نيز به منزله برگ آن هستند . ( کمال الدين ، ص 345 )

25. قرباني بزرگ

و فديناه بذبح عظيم . (صافات ، 107 )
و او را در ازاي قرباني بزرگي باز رهانيديم . از امام رضا (علیه السلام) روايت شده است كه فرمود : منظور از ذبح عظيم در آيه فوق امام حسين (علیه السلام) است . ( عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 209 )

26. سؤال بي جا

لايسئل عما يفعل و هم يسئلون . ( انبياء ، 23 )
و او بر هر چه كه مي كند سؤال نشود ، ولي خلق از كردارشان باز خواست مي شود .
مردي از امام هشتم (علیه السلام) پرسيد : به چه خاطر امامت در صلب امام حسن قرار نگرفت ؟ حضرت فرمود : چون خداوند امامت را در صلب امام حسين (علیه السلام) قرارداد ودرصلب امام حسن (علیه السلام) قرار نداد و سپس ايه فوق را قرائت نمود . ( عيون اخبار الرضا ( ع ) ، جلد 2 ، ص 82 )

27. تفسيري از امام زمان (عج)

كهيعص ( مريم ، 1 )
سعد بن عبدالله قمي از امام عصر (عج) در مورد آيه فوق سؤال نمود ،امام (علیه السلام) فرمود : اين حروف از خبرهاي غيبي خداوند است كه به بنده اش زكريا داد .
زكريا هنگامي كه به اسماء خمسه طيبه اطلاع يافت ، هر گاه به نام مبارك امام حسين (علیه السلام) مي رسيد ، اشك در چشمانش حلقه مي زد . روزي از خداوند علت اين حال را پرسيد ، خداوند داستان كربلا را در قالب اين حروف برايش بيان فرمود .
پس "كاف" يعني كربلا و "ها" يعنی هلاكت عترت و "يا" يعني يزيد كه قاتل آن حضرت بود و "عين" يعني عطش و تشنگي كه بر آن حضرت مستولي مي شود و صاد يعني " صبر" آن حضرت بر كربلا .
زكريا وقتي جريان را شنيد ، سه روز از مسجدش خارج نشد و مردم را راه نداد و بر حسين (علیه السلام) گريست . ( قصص الانبياء ، ص 398 )

28. رجعت

ثم رددنا لكم الكره عليهم و امددناكم ... ( اسراء ، 6 )
بار ديگرشما را برآنها غلبه داديم ...
امام صادق (علیه السلام) فرمود : اولين كسي كه در رجعت برگردانده مي شود ، امام حسين (علیه السلام) است ... ( الحسين في القرآن ، ص 96 ، به نقل از بحارالانوار )

29. ذي القربي

ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي ... ( النحل ، 90 )
همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان مي دهد و به بذل و عطاء خويشاوندان امر مي كند ...
از امام باقر (علیه السلام) روايت شده است كه منظور از ذي القربي در آيه فوق امام حسن و امام حسين و ائمه ديگرند . ( کنز الدقائق ، ج 7 ، ص 257 )

30. اهل ذكر

فسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون . ( النحل ، 43 )
پس سؤال كنيد ازاهل ذكر (علماء و دانشمندان ) اگرنمي دانيد . از ابن عباس روايت شده است كه : منظور از اهل ذكر در آيه فوق محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند . ( نهج الحق ، ص 210 )

31. به خاطر طايفه ات

و لولا رهطك لرجمناك و ما انت علينا بعزيز . ( هود ، 91 )
و اگر ملاحظه طايفه تو نبود سنگسارت مي كرديم كه تو را نزد ما عزت و احترامي نيست . در روايتي آمده است كه منظور از " رهطك " علي بن ابي طالب و حمزه و جعفر و امام حسن و امام حسين عليهم السلام هستند . ( تفسير القمي ، ج 2 ، ص 126 )

32. دو ميوه بهشتي

والتين والزيتون و طورسينين ( تين ، 1 و 2 )
قسم به تين و زيتون و قسم به طور سينا .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : منظور از تين امام حسن است و منظور از زيتون امام حسين (علیه السلام) است . ( تأويل الايات ، ج 2 ، ص 813 ، حديث 1 )

33.جوانمردان

انهم فتيه آمنوا بربهم و زدناهم هدي . ( کهف ، 13 )
آنها جواناني بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم .
ابو مخنف روايت كرده است كه سر مبارك امام حسين (علیه السلام) در كوفه ناگهان سرفه اي كرد وآيه فوق را قرائت نمود . ( بحارالانوار ، ج 45 ، ص 304 ، حديث ، 3 )

34.سستي در پيمان

و لقد عهدنا الي آدم من قبل فنسي و لم نجد له عزماً . ( طه ، 115 )
و به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم ، پس فراموش كرد و او را استوار نيافتيم .
از امام صادق (علیه السلام) روايت شده است كه فرمود : منظور از پيمان خداوند با حضرت آدم (علیه السلام) كلماتي بود در مورد محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام . ( کافي ، ج 1 ، ص 416 )

35.تعليم به حضرت آدم (علیه السلام)

و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم علي الملائكه . ( بقره ، 31 )
و خداوند همه نام ها را به آدم آموخت ، سپس آنها را بر فرشتگان عرض نمود .
در تفسيري كه منسوب به امام عسگري (علیه السلام) است ، آمده كه منظور از اسماء در آيه فوق نام مبارك انبيا و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام است . ( تفسير الامام ، ص 217 ، حديث 100 )

36.آخرين راه

و ما ظلمونا و لكن كانوا انفسهم يظلمون . ( بقره ، 57 )
به ما ظلم نمي كنند ، بلكه به نفس خود ستم مي كردند .
از سكينه دختر امام حسين (علیه السلام) نقل شده است كه زينب (س) به امام حسين (علیه السلام) فرمود : برادر ! ما را به حرم جدمان رسول خدا برگردان ، حضرت فرمود : خواهرم ! براي ما راه ديگري نيست . آنگاه امام گريست و آيه فوق را قرائت نمود . ( موسوعه کلمات الحسين ، ص 400 ، حديث 187 )

37.خدا را شاهد مي گيرم

قال اني اشهد الله و اشهدوااني بريء مما تشركون . ( هود ، 54 )
گفت : من خدا را گواه مي گيرم ، و شاهد باشيد كه من از آنچه جز او شريك وي مي گيريد بيزارم .
در مقاتل معتبر آمده است كه ، امام حسين (علیه السلام) روز عاشورا ميان ميدان ايستاد و آيه فوق را قرائت نمود . ( خصائص الحسينيه ، ص 357 )

38.مقابل اهل حرم

ولا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق ... ( اسراء ، 33 )
و كسي را كه خداوند خونش را حرام شمرده نكشيد ، جز به حق .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : با وجودي كه خدا كشتن به غير حق را حرام نموده بود ، امام حسين (علیه السلام) را در ميان خانواده اش به قتل رساندند . ( بحارالانوار ، ج 44 ، ص 218 )

39.دو لب مبارك

الم نجعل له عينين و لسانا و شفتين . ( بلد ، 8 و9 )
آيا ما به او دو چشم عطا نكرديم و زبان و دو لب به او نداديم .
از امام باقر (علیه السلام) روايت شده است كه فرمود : منظور ازعينين رسول خدا است و منظور از لساناً امير المومنين (علیه السلام) است و منظور از شفتين امام حسن و امام حسين عليهماالسلام است . ( الحسين في القرآن ، سيد محمد الواحدي ، چاپ اول ، ص 215 )
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 20:10  توسط خموش  | 
کمینگاه جنون
در اینجا کس نمی فهمد زبان صحبت ما را
مگر ایینه دریابد حدیث حیرت ما را
سزد گر اشک لرزان و نگاه آرزو گویند
به جانان با زبان بی زبانی حالت ما را
نهانی با خیالت بزم ما ایینه بندان بود
به هم زد دود آه دل صفای خلوت ما را
خزان گلچین کند این باغهای حسرت ما را
نمی سازند با این تنگنای عالم هستی
بلند است آشیان مرغان اوج همت ما را
سری بر زانوی غم داشتم در کنج تنهایی
کمینگاه جنون کردی مقام عزلت ما را
 
استاد شفیعی کدکنی

..............................................................................
پ.ن:
http://www.4shared.com/get/AKEmH-SM/Avaz_va_Tar_wwwhnbpersianblogi.html



+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:45  توسط خموش  | 

به گرد ِ کعبه می گردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان
به گرد ِ کعبه می گردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان

 اگر در کعبه می گردد نمایان
 پس بگرد تا بگردی ، بگرد تا بگردی
بگرد تا بگردی ، بگرد تا بگردی

 در اینجا باده می نوشی
در آنجا خرقه می پوشی
چرا بیهوده می کوشی ؟

در اینجا مردم آزاری
در آنجا از گنه عاری
نمی دانم چه پنداری

در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری
تو آنجا در پی یاری
چه پنداری ؟
کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟
کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟

چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند ! چه پیغامی !
چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند ! چه سلطانی !
چه دیداری چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند ! چه دیداری ! چه دیداری !

به دنبال چه می گردی که حیرانی ؟ که حیرانی !

خرد گم کرده ای شاید نمی دانی ، خرد گم کرده ای شاید نمی دانی

همای از جان خود سیری
که خاموشی نمی گیری ؟!

لبت را چون لبان فرخی دوزند
تو را در آتش اندیشه ات سوزند
هزاران فتنه انگیزند
تو را بر سر در میخانه آویزند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 21:39  توسط خموش  | 

گرفته شده از مینا گر عشق1

در میان موجودات، تنها انسان است که عملش به رغم جبر وراثت و محیط و فرهنگ به اختیار صورت می گیرد. آدمی بر حسب خلقت موجودی است شعورمند و مختار و این اختیار را هر کس به ارتکاز فطری احساس می کند و نیازی به استدلال و مجادله نیست.

هر عمل دو وجه پیدا و نا پیدا دارد. وجه پیدای عمل همان فعلی است که از آدمی در ظهور می آید و در عالم هستی منعکس می گردد. و وجه ناپیدای عمل همانا انگیزه و نیّت و یا ساختار روحی آدمی است که زمینه ساز ظهور و صدور عمل او شده است. پس وجه ناپیدای عمل بر وجه پیدای عمل، تقدّم شأنی و رجحان ذاتی دارد. از این رو توان گفت که ساختار روحی انسان یا شاکلة او همچون جان است و صورت ظاهری عمل به مثابة کالبد .

مولانا عقیده دارد که جمیع حرکات و سکنات آدمی، از احوال درونی و انفعالات روحی او نشأت می گیرد. از این رو می توان از روی این نشانه ها به احوال باطنی هر کس راه یافت و کیفیات روحی او را شناسایی کرد. مولانا این مطلب را به عنوان یکی از ارکان معرفتی و روان شناختی خود مطرح ساخته است.

           .....

........................................................................................................................

پ.ن1:(شرح موضوعی مثنوی) اثر استاد کریم زمانی

یی نظیره!!عالیه!!

پ.ن2:ادامه مطلبو یادتون نره!!

پ.ن3:از وبلاگ بیدادگر کپی کردم!!البته اجازه گرفتم!!چون کتاب هنوز به دستم نرسیده!!

پ.ن4:این قسمتشو خیلی دوست دارم!!*حبط عمل*

پ.ن5:راجب بازگشت اثر عمل به خود آدمی،حضرت مثال های بی نظیری دارن!!که یا استاد زمانی بهشون اشاره نکرده(که بعید می دونم)یا وبلاگی که من بر داشتم مجال اوردن اون قسمت هارو نداشته!!منم که  فعلن از داشتن این اثر بی نظیر محرومم!!!!

مثل:

گر  چه د یوار  افکند  سایه  دراز       باز گردد سوی او آن سایه باز

این جهان کوهست و فعل ما ندا       سوی  ما  آید  نداها  را  صَدا   (دفتر اول214،215)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 23:59  توسط خموش  | 

آمده‌ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج ِ شه زنم

آمده‌ام که زر برم ، زر نبرم خبر برم

گر شکند دل مرا ، جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند

پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم


+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 18:35  توسط خموش  | 

آمدم ای شاه ، پناهم  بده                خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان             دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق           قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو  که  من  نیستم            اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست       شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع          گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است         بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من            با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند          نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی            جمله ی حاجات مرا هم بده

................................................................................................................

این عید عزیزو به همه تبریک می گم

................................................................................................................

-ساسس بزنگ به همسفر 2تا بلیط............یادته ساسس؟

امروز حتما برو بقعه!!!حتما!!!

-یا غریب الغربا غریبم!!!

اقا بار آخری که اومدم پابوس، ازتون اذن کربلا .......

یا امام رضا،چشم امیدم به شماست که شفاعت من گناهکارو بکنید که قبولم کنند

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا....


-یا امام رضا:

نفس من بگرفت سر تا پای من        گر نگیری دست من ای وای من

لشگرشیطان به کمین من است         بی کسم ای، شاه پناهم بده


-ای که عطا بخش همه عالمی            جمله ی حاجات مرا هم بده

جمله حاجات من اینک تویی                اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده!!!


-آقا یعنی میشه بازم حرمتونو ببینم!!!


-آقا جون.....

.................               .................

........................................!!!!!!!!!!!!!!


التماس دعا از همه

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 5:5  توسط خموش  | 


اگر همه دنیا به سر آید , ای حافظ آسمانی آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و چون برادری , هم در شادی و هم در غمت شرکت جویم . همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم , زیرا این افتخار زندگی من و مایه حیات من است . ای طبع سخن گوی من , اکنون که از حافظ ملکوتی الهام گرفته ای به نیروی خود نغمه سرایی کن و آهنگی ناگفته پیش آر , زیرا امروز پیرتر و جوانتر از همیشه ای . 

گوته 

..................................................................................

پ.ن:چند تا از غزل های مورد علاقم!!البته کل دیوان دیوانم میکنه!!

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست..........
چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست............
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 11:55  توسط خموش  | 

http://hamid6481.persiangig.ir/image/F-Moshiri-001.JPG

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
 برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگارا
 خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
 خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
 خوش به حال جام لبریز از شراب
 خوش به حال آفتاب
 ای دل من گرچه در این روزگار
 جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
 نقل و سبزه در میان سفره نیست
 جامت از ان می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
 ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
 گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
 هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

(فریدون مشیری)

.......................................................................................................................................

پ.ن:تقدیم به بچه های گروه A2

یادش بخیر!!!!!!!


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 0:31  توسط خموش  |